سلام به دوستان خوبم.

 

21 آبان ماه ،تولد نیماست. مردی که در کشاکش مبارزه ای سخت و جانفرسا توانست پنجره ا ی جدید در ادبیات ما بگشاید و با روحی استوار و روحیه ای روستایی و بدوی ،بکرترین نگاه ها را عرضه بدارد..... و امروز تمام اتفاقات و جریانات در حوزه ی  شعر معاصر مرهون و مدیون این بزرگمرد تاریخ ادب پارسی است.یادش گرامی....

به این بهانه و با تاکیدبراین نکته که شعر نیمایی دراین سالها کمی  مهجورمانده است و بعد از بزرگانی چون اخوان و شفیعی و سپس امین پور سراینده ای جدی و ویژه نداشته است  سه نیمایی کوتاه باعنوان "مترسک" را  درمعرض نقدونظر شما عزیزان می گذارم،به این امید که با راهنمایی های ارزنده و خوبتان همراه من و این شعرهای کوتاه باشید.خود،به خوبی واقفم که سرودن شعر نیمایی با رعایت اصول دقیق و عمیق آن، بسیار سخت و ظریف است.

ذکر این نکته نیز ضروری است که قبلا این سه کار ناقابل،  توسط  دکتر فولادی عزیز، دروبلاگشان (باید سلام کرد به گسترده زیستن) منتشر شده است.:

 

 

مترسک (1).................

 

درتمام سال

پاسبان یک زمین خشک و خالی بود

بینوا هرگز نمی دانست

دشمن ˏ این خاک

نه گراز  و نه کلاغ و نه....

آفت ˏ این خاک

خشکسالی بود!!!

 

 

مترسک (2).................

 

درتمام روز

چشم هایش را نمی بندد

پس چرا برشانه هایش

آن کلاغ پیر

دانه ها را می خورد

آن گاه

قار و قار و قار

می خندد؟!!

 

 

مترسک (3)................

 

درتمام سال

خنده برلب داشت

مثل من هرگز نمی پنداشت

خنده های روی لبهایش

واقعیت نیست

طرح ˏ نقاشی است!!!

 

 

 

......................................................................................................

 

 

غزلی از  آقای طباطبایی بزرگوار بخوانید در اینجا