..............

 

يكي از سه پيامبر شعرفارسي "انوري " است. شاعري كه حق بزرگي برگردن زبان وادب فارسي دارد اما آن چنان که بایدوشاید شناخته شده نیست وجز دانشجویان

 

ادبیات ومحققین این حوزه کمترکسی سراغ دیوان شعر او می رود.

شاعرمدیحه سرایی که استحکام وقوت قصایدش باعث شد اوراجزء سه پیامبرشعرفارسی بخوانند وغزل حسی ساده اش سرمشق غزل عاشقانه وتکامل یافته ی سعدی است.

 

 به فرموده ی  استادارجمنددکترشفیعی کدکنی درکتاب ارزشمند

"مفلس کیمیافروش":

 

 " كساني كه بخواهند،فرهنگ تاريخي زبان فارسي را، درمعناي وسيع كلمه،فراهم آورند،يكي از

 

مهمترين منابع ايشان براي قرن ششم ديوان انوري است.يعني با اطمینان می توان

 گفت كه هيچ ديواني ازدواوين قرن ششم-حتي ديوان خاقاني كه از گرانبهاترين مواريث تاریخ ادبیات فارسی است وارزش شعری وهنری آن درحداعجازاست

 

- نمي تواند به اندازه ي ديوان  انوری به مولفان چنان فرهنگی یاری رساند.......

 

زبان شعرانوري،ساده ترين وبي پيرايه ترين زبان عصراوست. تنهاكسي كه دراين ميدان با اوقابل مقايسه استسعدی است که یک قرن بعدازاو می زیسته وگرنه

 

درميان معاصران او ،واسلافش،هيچ كس بدين حدطبيعي وساده سخن نگفته است كه او."

                

 "مفلس كيميافروش" اثر دكترمحمدرضاشفيعي كدكني،انتشارات سخن.صص 65-64

 

اين توضيح كوتاه راآوردم تا بگويم بخشي از زيباترين رباعيات  فارسي نيز(بي آن كه خيلي ها بدانند)، متعلق به "انوري" است .

 

 به بهانه ي 27 شهريور روز شعروادب فارسی چندنمونه ازرباعیات این شاعر

کم شناخته راتقدیم می کنم:

 

 

...................................... 

 

تاچندطلب كنم وفاي تو؟ كه نيست

تا كي گيرم كسي به جاي تو؟ كه نيست

 

گفتي كه ترا جان وجهان جزمن نيست

اي جان جهان!به خاكپاي تو!  كه نيست

 

 

.........................

 

 

پيوسته حديث من به گوشت بادا

قوتم ز لب شكرفروشت بادا

 

بي من چو شراب ناب گيري دردست،

شرمت بادا! وليك نوشت بادا!!!!!!!

 

 

......................

 

 

آن ديده ندارم كه به خوابت بينم

يا آن رخ همچو آفتابت بينم

 

ازشرم رخ تو،درتو نتوان نگريست،

مي ريزم اشك، تا درآبت  بينم!!