يك عاشقانه ي قديمي (۲۴/۰۸/۷۷):

 

 

 

مثل چشمان نجيبي كه عسل آميز است

نام شيرين غزلساز تو سكرانگيز است

 

 

مثل يك خلسه ي طولاني مولانايي

مژه هاي تو پر از وسوسه ي تبريز است

 

 

مثل مرطوب ترين،ابر دم صبح بهار

آسمان سرانگشت تو باران ريز است

 

 

رودي از عشق در آنسوي نگاهت جاريست

شعله ي قدسي چشمان تو موسي خيز است

 

 

آنسوي چشم تو فرداي قيامت پيداست

چشم تو آينه ي روشن رستاخيز است

 

 

 

                       به جنون مي كشدانديشه ي تو شاعر را

                       اين غزل حاصل ديوانگي  پاييز است!!!