دوستان خوبم سلام.

 

۱-  ایام شهادت حضرت زهرا(س)  را تسلیت می گویم.

 

۲- از کسانی  که با نام و آدرس من برای  دوستانم نظر  می گذارند خواهش می کنم لطف کنند و اجازه بدهند خودم به ایشان  سر بزنم....

 

 ۳- یک غزل از مجموعه ی " طوفان بی ملاحظه" تقدیمتان می کنم:

 

 

.............................

 

و من مرداب بودم  بی که از من بگذرد رودی

پر از اندیشه های بی سرانجام  مه  آلودی

 

سکوت روزها و وحشت شب ها و تنهایی

نه بادی و نه بارانی  نه حتی هیچ موجودی

 

کنار من فقط یک لاک پشت  پیر منزل داشت

و  نی  های  به گل آلوده ای  تعداد  معدودی

 

تمام روز د رخود می نشستم فکر می کردم

به این دنیای کوچک  این محیط رو به نابودی

 

پر  از پروانه های زرد می شد خواب های من

و عطر خیس باران خورده ی گل های داوودی

 

چه شب هایی که در خود ناله می کردم که برگردی

چه شب هایی چه شب هایی چه شب های تب آلودی !

 

ولی تو برنگشتی  چشم هایم ماند بر جاده

تو  هم بر دست های تشنه ام  آغوش  نگشودی

 

من از خود می گریزم مثل بارانی که ا ز ابری

و در خود می نشینم  مثل بارانی که در رودی

 

سکوت و خستگی کم کم مرا در خویش خواهد کشت

جهان  آرزوهایم  ندارد هیچ  موعودی

 

تو هم احساس می کردی که مردابی فراموشی      

اگر مانند من در این جهان خسته "زن " بودی !!